تبلیغات
poshtenimkat
لطفا در وب سایت پشت نیمکت عضو شوید و در صورت تمایل در نوشتن مطالب مفید علمی و آموزنده با ما همکاری کنید در ضمن ما را از نظرات و پیشنهادات سازنده خود مطلع نمائید. برای ورود به وب سایت پشت نیمکت روی شکل زیر کلیک کنید. با تشکر.
 ورود به وب سایت پشت نیمکت
a |

نوشته شده توسط محمد خضاب در دوشنبه 25 آذر 1387 و ساعت 03:33 ب.ظ
بازی فکری | معما و بازی فکری ,

This is a good practise for brain: Follow the instructions in the following flash to move the circle to the destination based on Physics rules.


نوشته شده توسط محمد خضاب در پنجشنبه 27 تیر 1387 و ساعت 01:07 ق.ظ
آزادی | عمومی ,

سلام.این بالایی تقدیم به همه اونایی که امسال زدن تو گوش کنکور.

ایشالا که خوب قبول شن...طلا و نقره بیارن.تو تبلیغات گاج و قلم چی ببنیمشون.از این شماره های محکومین بگیرن جلوشون به صورت تیم ملی که وا میستن جلو ساختومون قلم چیو از اون کارا خلاصه!

اون نویسندگان کنکوری اینجا ...اگی مرخص شدن! یه بازگشت پادشاهی بیان بدک نی!

الان این ارسال که اومدم شدم ۵۴ ارسال و هیشکی ندونه شونه به شونه آقای خضاب گشته ایم.یه ارسال دیگه بیام میشم اولک!.خلاصه بجنبین که همینجور ارسالاتم بالا بره کودتایی چیزی میام بعد دیگه دیگه!.


نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه 20 تیر 1387 و ساعت 10:07 ق.ظ
با لحظه‌ها زندگی كنیم | روان شناسی ,
تصور كنید اگر ما بتوانیم با لحظه لحظه عمرمان واقعا زندگی كنیم، آنها را حس كنیم و جدی بگیریم و هر پیشامدی را فرصتی برای ایجاد تغییر و دگرگونی مثبت در زندگی بدانیم

و بپذیریم در برابرهر مشكلی تنها یك راه بیشتر نداریم و آن هم ایستادگی و تلاش برای پیدا‌كردن راه‌‌ حل مناسب است؛ چه شور و حالی برای ادامه زندگی نصیب خود می‌كنیم ... 

این روش، همان متوقف كردن كامل افكار منفی و در نهایت، مثبت‌اندیشی است. اما نفی افكار منفی به این معنا نیست كه با تمركز بر این موضوع و آن چه نمی‌خواهیم – كه همان افكار منفی محسوب می‌شوند – در واقع به جذب این نوع افكار بپردازیم.

چون مهم این است كه بر چه مسایلی تمركز می‌كنیم اگر‌چه مرحله نفی و توقف باشد. زیرا موضوع این نیست كه می‌خواهیم سعی كنیم افكار منفی را متوقف یا كنترل كنیم و یا اساسا به زور آنها را از خود دور كنیم.‌ به هر حال نتیجه یكسان است چون تمركز ذهن بر افكار منفی است و بنابر قانون جذب، به این طریق شما در واقع از افكار منفی برای حضور در ذهن‌تان بیشتر دعوت می‌كنید.

این واقعیت خیلی ساده و آسان عمل می‌كند. به عبارت دیگر، توقف افكار منفی درست به معنای پرورش و بكار‌گیری افكار مثبت است؛ آن هم به شكل عمیق و قوی.

ما با تمرین قدردانی از هر آن چه در طول روز به ما نیروی بهتر زندگی‌كردن می‌بخشد، هرچند بسیار محدود و اندك؛ در واقع می‌توانیم افكار مثبت را در ذهن خود شكل دهیم.

قدردانی برای سلامتی، خانه، شغل، غذا، پوشاك، خانواده، دوستان و هر آن چیزی كه به نوعی به ما تعلق دارد و از آن‌ها بهره مند می‌شویم.تشكر برای همه چیز، ریز و درشت.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
نقش تصویرهای ذهنی در زندگی | روان شناسی ,

هرفكرخوب، كلمه و عبارت دلنشین و هراحساس و عمل نیك و محبت‌آمیز، همه محمل و هدایت‌كننده وضعیت فعلی و جهت‌گیری "بودن" شما به سوی افق‌ها وچشم‌اندازهای جدید و تازه است

به عبارتی، همه تصویرسازی‌های ذهنی شما برای ایجاد ارتباط با خود و دیگران به صور مختلف؛ ابراز احساسات و كلیه ارتباطات میان‌فردی و اجتماعی، در واقع نقش‌هایی است كه خودتان آگاهانه و یا ناخودآگاه برقالی شفاف وجودتان به تصویرمی‌كشید.

پس اگرامروز این گل‌ها پلاسیده، بی‌آب و رنگ و آویزانند و همه چیز بوی تكرار و كهنگی و درماندگی می‌دهد و خلاصه بدجوری یخ زده‌اید...تردید نكنید كه خود نقش اول را دارید.

مراقب باشید كه سریع باید یخ‌شكن‌های مناسب پیدا كنید چرا كه این یخ‌ها ازنوع معمولی‌اش نیستند كه به خودی خود آب شوند، باید راه‌ها و وسایلی برای ذوب‌كردنش تدارك دیده باشید كه بهرحال قابل دسترسی باشند و تازه، نه تنها خودشان آب نمی‌شوند؛ بلكه با گذشت زمان، هرچه محكم‌تر شده و شكستن و ذوب‌كردن آنها سخت‌ترمی‌شود.

واقعیت این است همان قدركه شما به رفتار و گفتارخوب و دلنشین روی می‌آورید و بیشتر بر دیدن زیبایی‌ها و لطافت‌های انسانی تاكید دارید و تحرك و پویایی‌تان را بالاتر می‌برید؛ زندگی و دنیای جدیدی در برابر شما ظاهر می‌شود كه سرشاراز راه‌های متنوع برای رشد و حركت به سوی افق‌هایی‌است كه شاید قبلا غیرقابل دسترسی به نظرمی‌رسید.

می‌دانید هیچ محدودیتی برای افزایش تحرك شما نیست، زیرا هیچ محدودیتی برای آنكه شما بتوانید افكارخوب را دنبال كنید و یا با كلمات و عبارت‌های دلنشین و محبت‌آمیز صحبت كنید، وجود ندارد.

این نوع نگاه و رفتارباعث می‌شود كه نه تنها بتوانید زندگی خودتان را دگرگون كنید بلكه قادرخواهید بود بررشد و پویایی زندگی دیگران نیز تاثیرجدی و قابل توجه داشته باشید.

انرژی تحرك مثبت شما، مانند سنگی كه وقتی داخل آبی انداخته می‌شود و موج ایجاد می‌كند؛ سیاره ما و هرموجود زنده‌ای كه درحال زندگی برروی آن است را تحت تاثیرقرارمی‌دهد. به عبارتی، هرچقدر شما به افق‌های بلندتری دست یابید، درواقع دنیایی را حركت داده و با خودتان بالا خواهید كشید.

بنابراین نقش تصویرسازی‌های ذهنی خود را كه منجربه رفتارو بیان متفاوت می‌شوند؛ جدی بگیرید تا رویدادهای زندگی آن گونه كه علاقه‌مندید رخ نشان دهند.


نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
آیا بومرنگ در فضا نیز بر می‌گردد | علم و فناوری ,
آیا بومرنگ پرتاب شده در فضا به پرتاب كننده‌اش باز می‌گردد؟

یك فضانورد ژاپنی دو هفته‌ قبل نشان داد كه اگر بومرنگ از درون یك محیط محتوی هوا، مثل ایستگاه فضایی بین‌المللی پرتاب شده باشد جواب این سؤال مثبت است و بومرنگ به سوی پرتاب كننده‌اش باز خواهد گشت.

اما دانشمندان می‌گویند چنانچه این فضانورد بومرنگ را خارج از ایستگاه در حال گردش پرتاب می‌كرد نتایج كاملا متفاوتی را بدست می‌آورد.

تاكااو كه یكی از اعضای آژانس اكتشافات هوافضای ژاپن است، این آزمایش را زمانی انجام داد كه مشغول بازدید از ایستگاه فضایی به عنوان بخشی از آخرین مأموریت شاتل فضایی ناسا  بود.

به گزارش سایت ماهنامه نجوم، بومرنگ پس از پرتاب مانند شرایط معمول بر روی زمین رفتار كرد و به سمت فضانورد بازگشت.

به نقل از یك روزنامه‌ ژاپنی، تاكااو هنگامی كه از فضا با همسرش چت (chat) می‌كرد به او گفت:"وقتی بومرنگ را پرتاب كردم دقیقاً طوری در هوا پرواز كرد كه انگار از روی زمین پرتاب شده است و من كاملاً شگفت زده شدم و تحت تأثیر قرار گرفتم".

«یاسوهیرو توگای» قهرمان پرتاب بومرنگ جهان این بومرنگ كاغذی را به تاكااو داده بود و از او خواسته بود تا سعی كند آن را در فضا پرتاب نماید. او همچنین نكاتی را جهت پرتاب صحیح بومرنگ به تاكااو آموزش داده بود.

به گفته‌ «دیوید كاوگی» كارشناس آیرودینامیك دانشگاه كورنل آمریكا، در چنین شرایطی نتیجه دقیقا همانی است كه علوم فیزیكی مرتبط با بومرنگ پیش‌بینی می‌كند.

او می‌گوید:"من از اینكه بومرنگ در غیاب گرانش به نقطه‌ اولیه‌اش بازگشت چندان متعجب و شگفت زده نیستم".

كاوگی معتقد است مسیرهای حلقه‌ای و بازگشتی كه بومرنگ‌ها به واسطه‌ آنها معروف و شناخته شده‌اند در نتیجه‌ نیروهای متغییری است كه از طرف هوایی كه درون آنها در حركت‌اند به قطعات و آلات منحنی وارد می‌شود و این اعمال نیرو مستقل از گرانش است.

برای اجسام در حال چرخش در هوا، نیروهایی كه از هوا به آنها وارد می‌شود متغییر است.

زیرا آن بخش از بومرنگ كه در جهت حركت رو به جلوی بومرنگ در حركت است نسبت به بخشی كه در خلاف جهت حركت می‌كند با سرعت بیشتری در هوا به پیش می‌رود و این اختلاف در سرعت‌ها باعث ایجاد نیروهای مختلف و متغیری می‌شود كه در نهایت به چرخش بومرنگ در یك مسیر دایره‌وار منجر می‌شود.


نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
آیا ماه کامل افراد را دیوانه می‌کند؟ | علم و فناوری ,
به ماه در لاتین "لونا" (Luna) می‌گویند. لونا در اساطیر یونان همسر زئوس و خواهر هلیوس (خورشید) و مادر 50 کودک است.

باوری قدیمی وجود داشته است که ماه افراد را دیوانه می‌کند و برای همین است که کلمه lunatic به دیوانگان اطلاق می‌شود.

البته حتی دانش مدرن هم توانسته است میان قرص کامل ماه و پدیده‌های مختلفی از بروز حمله جنون گرفته تا حوادث رانندگی همراهی‌هایی را نشان دهد. اما این رابطه‌ها بسیار ضعیف هستند.

برخی از بررسی‌ها همراهی‌های ضعیفی میان ماه کامل و  افزایش پرخاشگری، مسموم ‌شدن‌های اتفاقی و غیبت از محل کار یافته‌اند. اما بررسی‌های دیگر نتیجه‌ای خلاف اینها را نشان داده‌اند.


نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
آشنایی با هوش‌های 8 گانه انسان | موفقیت تحصیلی ,
هوش‌ها انواع و اقسام دارند؛ باید هر کسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روان‌شناسی بود که اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید.

 درس پشت درس، دارید می‌افتید؟ کم کم دارد از تحصیلات آکادمیک حالتان به هم می‌خورد؟ دپ زده‌اید که آن‌قدر خنگید که نمی‌توانید درس‌هایی را که نصف بیشتر همکلاسی‌هایتان پاس می‌کنند، پاس کنید؟ دارید حس می‌کنید که بلا نسبت ما، «خنگ» هستید؟

 اما آیا واقعا چون نمی‌توانید درس‌هایتان را پاس کنید، خنگ هستید؟ آیا فقط آنهایی که مدرک دکترا و فوق لیسانس‌شان را قاب گرفته‌اند و زده‌اند بالای میز کامپیوترشان، باهوش هستند؟

تا موقعی که هوش به معنی همین آی‌كیویی بود که از تست‌های سنتی به دست می‌آمد بله؛ باهوش‌ترین‌ها همان آقا مهندس‌ها و خانم دکتر‌ها بودند. اما نظریه‌های جدیدتر هوش، چیز دیگری می‌گویند.

 آنها برگشته‌اند به تعریف اصلی هوش یعنی «توان سازگاری  و پیشرفت در شرایط مختلف» و به این نتیجه رسیده‌اند که یک مکانیک ماهر با تحصیلات سیکل، یک نوازنده دوتار بی‌سواد، یک فوتبالیست لیگ برتر یا یک کشاورز که از زمینش محصول بیشتری برداشت می‌کند هم باهوش هستند.

در واقع هوش‌ها انواع و اقسام دارند؛ باید هر کسی در وجود خودش به دنبال هوش خود بگردد و تحصیلات و شغلش را بر پایه آن قرار دهد. هوارد گاردنر روان‌شناسی بود که اولین بار این حرف را بر سر نظام آموزشی سنتی دنیا فریاد کشید.

هوش تصویری
هوش تصویری یا فضایی یعنی توانایی تجسم تقریبا هر چیزی حتی تجسم فکر‌ها؛ یعنی اینکه وقتی به شما می‌گویند دموکراسی، بتوانید برای مفهوم دموکراسی، یک تصویر ذهنی از آدم‌های یک جامعه دموکرات در ذهنتان بسازید.

 اگر خیلی باهوش باشید، می‌توانید همین تصویر را تغییر بدهید طوری که مفهوم دیکتاتوری را القا کند. کسانی که هوش بالای تصویری دارند به جزئیات یک تصویر خیلی خوب دقت می‌کنند و می‌توانند تصویرهایی که در ذهنشان می‌سازند را روی کاغذ بیاورند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
زندگینامه: آنتوان دو سنت اگزوپری (۱۹۰۰-۱۹۴۴) | شعر و ادبیات ,

آنتوان دو سنت اگزوپری فرزند سوم ژان دو سنت‌اگزوپری بود و در ۲۹ ژوئن سال ۱۹۰۰ در شهر لیون به دنیا آمد.

 پدر و مادر او اهل لیون نبودند و در آن شهر نیز سكونت نداشتند، بنابراین تولّد آنتوان در لیون كاملاً اتّفاقی بود. چهارده سال بیشتر نداشت كه پدرش مرد و مادرش به تنهایی نگهداری و تربیت او را به‌عهده گرفت.

دوران كودكی او با یك برادر و دو خواهر در سن‌موریس و مول كه املاك مادربزرگش در آنجا بود سپری شد و او دوره دبستان را در مان به پایان رسانید. در آغاز دوره دبیرستان نزد یكی از استادان موسیقی به آموختن ویلن پرداخت.

در ۱۹۱۴ برای ادامه تحصیل به سوئیس رفت. آنتوان در دوران تحصیل در دبستان و دانشكده، گاهی ذوق و قریحه شاعری و نویسندگی خود را با نگاشتن و سرودن می‌آزمود و اغلب نیز مورد تشویق و تقدیر دبیران و استادانش قرار می‌گرفت. در سال ۱۹۱۷ تنها برادرش فرانسوا به بیماری روماتیسم قلبی درگذشت و بار مسئولیت خانواده یكباره به گردن او افتاد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
چرا ذهن ما كامپیوتر نیست | علم و فناوری ,
به نظر می‌رسد كه این برداشت انقلابی و غیرمتعارف كه "رابطه ذهن با مغز مانند رابطه نرم‌افزار كامپیوتر با سخت‌افزار آن است" اكنون در تفكر اغلب افرادی كه درباره ماهیت خودآگاهی صاحب‌نظرند، رسوخ كرده است.

در استدلال علیه این بی‌خردی متعارف، نه تنها باید نشان داد كه ذهن كامپیوتر نیست، بلكه همچنین باید توضیح داد كه چرا چنین ایده ای تانیمه راه به نظر معقول و قابل قبول می آمد. بنابراین،استدلال  علیه"«نظریه كامپیوتری ذهن" باید شامل توضیحی درباره سبب شناسی و تداوم این پندار باطل باشد.

 مدعای من دارای چهار محور است:

اولین محور این ادعای معمولی است كه كامپیوترها خودآگاه نیستند.

 دومین ادعا به همان اندازه معمولی این است كه خودآگاهی محاسباتی (computational) نیست.

سومین مدعا تأكید می‌كند كه ذهن خودآگاه است؛ بنابراین اگر خودآگاهی، محاسباتی نباشد، ذهن هم همین گونه است. (بسیاری از افراد وانمود می‌كنند كه معتقدند ذهن خودآگاه نیست یا چیزی شبیه این).

نهایتاً من زبانی را بررسی خواهم كرد كه افرادی كه به نظریه كامپیوتری معتقدند، بوسیله  آن خود را می‌فریبند.

كامپیوترها خودآگاه نیستند

افراد بسیار معدودی، حتی طرفداران "نظریه كامپیوتری ذهن"، معتقدند كه در حال حاضر كامپیوترها خودآگاه هستند، به این معنا كه به خود و دنیای اطرافشان آگاهی دارند یا توانایی خوشحال یا نومید شدن در آنها وجود دارد.

ابركامپیوترهایی مانند supercray ها به همان اندازه "زومبی"[۱]وارند كه ماشین‌های حساب جیبی. معدود افرادی كه خودآگاهی را به كامپیوترهای موجود نسبت می دهند، خود را در بالای شیبی لغزنده می یابند كه در پایینش حماقتی قرار دارد كه  "دیوید چالمرز"، با صداقتی شایسته‌توجه، در كتاب بسیار تحسین‌ شده‌اش "«ذهن خودآگاه" (the conscions mind) خود را در حال حمایت‌کردن از آن یافت.

اگر ما خودآگاهی را به مصنوعات منسوب كنیم، بر این اساس كه آنها "اطلاعات را پردازش می كنند"، مجبور خواهیم شد به موجودیت های دیگر نیز- حتی صخره ها و الكترون- خودآگاهی اعطا كنیم؛ چرا كه آنها نیز به معنای خاصِ متوسعی كه (به طور مشروع) به وسیله دانشمندان كامپیوتر و (به طور غیرمشروع) به وسیله فیلسوفان اعصاب به كار می رود،"اطلاعات را پردازش می كنند".


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
یك گام به جلو، برای ساخت مغز مصنوعی | اخبار علمی ,
گروهی از دانشمندان نوروساینس در یك مؤسسه تحقیقاتی در كشور سوئیس در حال شبیه‌سازی مغز یك پستاندار هستند.

محققان دانشگاه پلی تكنیك لوزان با همكاری IBM مرحله اول یك طرح بلند پروازانه یعنی كپی كامل مغز انسان روی ابررایانه  را كامل كرده‌اند. مركز تحقیقاتی این طرح در ساحل دریاچه ژنو واقع شده است؛ همان جایی كه ماری شلی شخصیت داستانش دكتر فرانكشتاین را در آنجا تصور كرده. فرانكشتاین هیولایی انسان مانند می‌سازد كه دارای نیرویی مخرب می‌شود و در نهایت خالقش را می‌كشد.

در ژوئن 2005 هنری ماركرام مدیر طرح blue brain  از برنامه اش، ساخت مغز انسان، با استفاده از قوی‌ترین ابر رایانه  جهان خبر داد. ماركرام یادآوری می‌كند: نقدها غیرقابل باور بود. همه فكر می‌كردند ما دیوانه شده‌ایم. حتی بیشتر دانشمندان برجسته نوروساینس و نظریه پردازها می‌گفتند طرح شكست خواهد خورد.

بعضی از همكاران ماركرام اعتقاد داشتند اطلاعات كافی برای شبیه‌سازی‌ كامل مغز انسان به سادگی در دسترس نخواهد بود. ماركرام می‌گوید: هیچ دانشمند نوروساینسی وجود ندارد كه این قدرت را داشته باشد كه بگوید ما به اندازه كافی نمی‌دانیم. ما فقط قسمت كوچكی را می‌دانیم، هیچ كس حتی نمی‌داند كه چقدر می‌دانیم.

ماركرام به بازتاب‌های منفی بعد از اعلان طرح توجهی نكرد و بعد از 2 سال ستون نئوكورتیكال موشی دو هفته‌ای را شبیه‌سازی‌ كرد. این مدل دقیقا مانند همتای واقعی اش كار می‌كرد. دیدن پالس‌های این شبیه ساز روی صفحه‌های سه بعدی بزرگی كه محققان ساخته‌اند بسیار جالب است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
رادیو نجوم افتتاح شد | اخبار علمی ,
همزمان با روز جهانی نجوم، رادیو نجوم به طور رسمی افتتاح شد.

رادیو نجوم، وبگاهی با موضوع ستاره شناسی، فضا و علوم مرتبط با آن است كه اطلاع رسانی با استفاده از فن آوری‌های نو در شبكه جهانی اینترنت از مهمترین اهداف آن به شمار می‌رود.

این وبگاه فعالیت خود را از اسفند سال 86 به طور آزمایشی آغاز کرده است و روز جمعه (20 اردیبهشت)، همزمان با روز نجوم سال 1387، افتتاح ‌شد.

 این رادیو با همكاری موسسه آسمان و طبیعت پارس  و پایگاه اطلاع رسانی آسمان پارس فعالیت می‌كند.

پایگاه خبری نجوم اعلام كرد كه رادیو نجوم در نظر دارد تا مسابقه‌ای با موضوع گزارش‌های ارسالی از هفته و روز نجوم برگزار کند. علاقمندان می‌توانند به دو صورت تماس تلفنی با پیامگیر 24 ساعته رادیو و یا ارسال فایل صوتی به ایمیل این رادیو در مسابقه شرکت کنند.
 
برای شنیدن رادیو و دریافت اطلاعات بیشتر به سایت رادیو نجوم مراجعه کنید.


نوشته شده توسط مجتبی در چهارشنبه 25 اردیبهشت 1387 و ساعت 09:05 ق.ظ
سقف آرزوهای ما! | روان شناسی ,
آرزو می‌كنیم، آرزوهای كوچك وبزرگ.آرزوهایی كه گاه رنگ خیال می‌گیرند.

آرزو كردن را از كودكی آموختیم. جلوی در مغازه به پهنای صورتمان اشك می‌ریختیم و آرزو می‌كردیم كه ‌ای‌كاش پدر و مادرمان این اسباب‌بازی را برایمان بخرند. وقتی كوچك بودیم بسیار آرزو می‌كردیم و زودتر از آنچه فكر كنیم از خیرش می‌گذشتیم و سراغ آرزوی دیگری می‌رفتیم.در كودكی می‌دانستیم كه راه دستیابی به آرزوهای كوچك مان، گریه كردن است حال آنكه اكنون نمی‌دانیم از كدام راه برویم تا به آرزوهایمان برسیم.

برخی می‌گویند، زمانی یك مژه از پلك افتاد، كسی چیزی نگوید تا یك آرزو كنیم و حدس بزنیم مژه زیر كدام چشم مان افتاده است.اگر درست گفته باشیم آرزویمان بر آورده می‌شود در غیراین صورت آرزویمان بر باد رفته است. عده‌ای نیز می‌گویندكه آرزو بر جوانان عیب نیست. اما اینكه گول می‌خوریم و مدام آرزو می‌كنیم پیامدهای خاص خودش را دارد.

 در واقع آرزو می‌كنیم اما زمانی كه بر آورده نمی‌شود ایراد را در آرزوهای خود نمی‌یابیم و شدیدا مایوس می‌شویم. غافل از این امر كه آرزو كردن فوت و فن خاص خودش را دارد و مانند هر چه در این جهان هست، حساب و كتاب دارد.

 اما یك سؤال پیش می‌آید و آن این است كه این آرزو كردن چیست كه آدم‌های روزگار بر سر آن سر و دست می‌شكنند ؟ این آرزوها چه ربطی دارد به مژه چشم تا برآورده شود یعنی واقعا می‌توان آرزوهایی به این بزرگی و سنگینی را با مژه‌ای به این كوچكی تضمین كرد. راستی شما چطور آرزو می‌كنید؟

آیا در راه رسیدن و نرسیدن، دلواپس آرزو هایتان می‌شوید؟ یا اینكه به‌خود می‌گویید، آرزوهایتان دچار تقدیر سرنوشت شده‌اند و می‌گویید كه قضاو قدر جلوی آنها را گرفته‌اند تا بر آورده نشوند. چه بسا نمی‌دانید شاید اگر بر آورده شوند روزگارتان سیاه‌تر از پر كلاغ ‌شود.

گاهی آنقدر دنبال آرزوهایتان می‌دوید كه یادتان می‌رود، زندگی مثل یك دیكته پرغلط است می‌نویسی و پاك می‌كنی. غافل از اینكه یك روز اعلام می‌كنند: وقت تمام شد! ورقه‌ها بالا...... یا كه نه آرزوهای بزرگی می‌كنید و یادتان می‌رود آرزو‌های بزرگ آنقدر باید مقاوم باشند تا تیشه سخت روز گار آنها را از پای در نیاورد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
خوب و بد بروز احساسات | روان شناسی ,
پنهان داشتن احساسات و عواطف در بسیارى از جوامع مدرن به عنوان مشخصه‌اى منفى تلقى مى‌شود.

در برخی دیگر از جوامع جلوگیری از بروز احساسات و حفظ خونسردی رفتاری مثبت به حساب می‌آید. این تلقی‌ها تا چه حد بر مبانی علمی استوارند؟

 
نظرات رایج درباره تظاهر بیرونى احساسات
 
تقریبا اغلب روانشناسان بر این عقیده‌اند كه تجربه و دریافت احساسات در زندگى آدمی بسیار مهم است. حتی برخى از كارشناسان فراتر از این رفته و اصالت فرد را در گرو بروز احساسات مى‌دانند، و انسان‌هاى تودار و یا خویشنتدار را افرادى خونسرد، بى تفاوت و غیراصیل قلمداد مى‌كنند.

مسلما این بینش در گذشته حاكم نبوده است. بطور مثال، تا چندى پیش بروز احساسات براى مردان نشانه ضعف به حساب مى آمد. اما این پدیده نیز دچار تحول گشته است.

در پس این مد رایج سوءتفاهمى بزرگ نهفته است. این فرض كه رفتار احساساتى نشانه‌اى از اصالت است، متكى به این تصور است كه احساسات و بروز احساسات از یكدیگر جدایى ناپذیرند و در رابطه‌اى محكم و مستقیم با یكدیگر قرار دارند.

بنا به نظرات رایج ، هر كس كه به نوعى بروز احساسات خود را تحت كنترل در آورد و یا آن را سركوب كند، سرانجام به خود احساسات نیز آسیب خواهد رساند. این نظر را مى توان بدین نحو بیان داشت كه تجلى عواطف و بروز واكنش‌هاى حسى نشانه‌اى از وجود واقعى و اصیل احساسات در درون آدمى است.
 
اما چندى است كه این نظرات رایج و كلیشه‌اى از سوى برخى پژوهشگران بطور جدى زیر سوال رفته است. مانفرد هولودینسكى از دانشگاه مونستر در آلمان به همراه ولفگانگ فریدل مایر از دانشگاه میشیگان در امریكا عنوان مى كنند كه تجلى وبروز احساسات در پیوند مستقیم با خود احساسات نیستند. به نظر آنان یكى از نشانه هاى بلوغ دقیقاً همین جدایى میان ایندو است. فرد بالغ قادر است كه بروز احساسات را تحت كنترل داشته باشد، بى آنكه به سركوب احساسات در درون خود دست زند.
 
هماهنگى میان احساسات و بروز آن در كودكان
 
پژوهشگران بر این باورند كه تنها در نزد كودكان وحدتى میان احساس و بیان و یا بروز آن وجود دارد. براى كودك گرسنگى و جیغ زدن امورى یكسانند. تنها در سنین بالاتر كودكان قادر به تمایز میان احساس و اشكال بروز آن مى شوند. آدمى سرانجام در دوران بلوغ قادر مى شود كه میان تجربه هاى درونى و رفتار بیرونى خود بطور قطعى تمایز گذارد واین به معناى خیانت به احساس درونى نیست و تنها پس از این تفاوت گذارى انسان قادر به مشاركت فعال در زندگى پیچیده اجتماعى مى‌شود.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
عصبانیت هم قابل احترام است | روان شناسی ,
همه عصبانی می‌شوند و این موضوع كاملاً طبیعی است، اما همه كس نمی‌دانند چطور عصبانیت خود را به‌طور صحیح بروز دهند.

 بعضی از افراد به محض شنیدن كوچكترین زمزمه‌های مخالف سریعاً آشفته شده و با داد و فریاد و گاهاً با واكنش‌های فیزیكی عصبانیت خود را به اطرافیان نشان می‌دهند اما در مقابل افرادی هم هستند كه با ملایمت خود را كنترل كرده و اجازه نمی‌دهند هرچیز و هركسی آنها را از كوره به در كند. اما واقعاً علت این همه تفاوت‌های رفتاری در چیست ؟

اكثر افراد تصور می‌كنند كسانی كه غر می‌زنند، داد و بیداد راه می‌اندازند و از لحاظ فیزیكی پرخاشگرهستند، افرادی هستند كه با احساس خشم خود مشكل دارند. اما با این حال بروز ندادن و سركوب كردن عصبانیت هم روش بسیار نامناسبی برای كنترل و برخورد با این احساس طبیعی است.

به همان اندازه كه شما نمی‌توانید از جر وبحث و تعارض جلوگیری كنید، نمی‌توانید مانع از بروز خشم خود شوید. و تا حدودی نشان دادن آزادانه خشم نشانه سلامت روانی است. در حقیقت افرادی كه بیشتر از بقیه وانمود می‌كنند كه با احساس خشم و عصبانیت مشكلی ندارند، بیشتر از همه به كمك احتیاج دارند.

تهمت و شایعه پراكنی درباره دیگران، زیاد قسم خوردن، و ادعای كامل بودن از لحاظ اخلاقی همه از علائم عصبانیت ناسالم است كه در تمام این موارد مسیر گفتگو به سمت مشاجره پیش رفته و این تصور غلط را در شما ایجاد می‌كند كه دیگران همه بر علیه شما هستند. اگر:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
خوشبختی را با خرج پول برای دیگران بخرید | روان شناسی ,

می‌توان با پول خوشبختی و خوشحالی را خرید به شرطی كه آن را برای دیگران و كارهای عام‌المنفعه خرج كرد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه دانشمندان با انجام یك تحقیق به این نتیجه رسیده‌اند. در این تحقیق كه در دانشگاه بیریتیش كلمبیا انجام شده است ثابت شده كه مردم هنگام دادن چیزی احساس بهتری دارند تا هنگام دریافت آن.

دانشمندان در این تحقیق سه آزمایش متفاوت انجام دادند تا میزان خوشحالی مردم را هنگامی كه برای خودشان پولی خرج می‌كنند و هنگامی كه این پول را برای دیگران خرج می‌كنند اندازه بگیرند. آنها در این آزمایش‌ها به این نتیجه رسیدند كه  احساس خوشحالی كه هنگام خرج كردن پول برای خود به دست می‌آید كم‌تر از موقعی است كه مثلا فرد با این پول برای یك انسان محتاج یك وعده غذا می‌خرد.

پیش از این محققان كشف كرده بودند كه میان انجام كارهای خیریه و عام‌المنفعه و شادی افراد رابطه مستقیمی وجود دارد اما حالا با نتایج تحقیق جدید مشخص شده است كمك‌های نقدی عام‌المنفعه خود یكی از دلائل اصلی ایجاد احساس خوشحالی در افراد است.

نكته جالبی كه دانشمندن در این تحقیق به آن دست یافته‌اند این كه است میزان پولی كه مردم خرج می‌كنند در ایجاد خوشحالی بیشتر در آن‌ها اهمیت ندارد بلكه این كه این پول چگونه خرج می‌شود برای شادتر شدن مردم مهم‌ است.


نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
احترام؛ چیزی كه این روزها كمتر می‌بینید | روان شناسی ,
ساده است؛ آن قدر ساده كه دیگر دارد پیش پا افتاده می‌شود. آن‌قدر پیش پا افتاده كه دیگر دلمان نمی‌خواهد راجع به آن حرف بزنیم.

به همدیگر احترام نمی‌‌گذاریم واقعا نمی‌گذاریم. از خودمان نمی‌پرسیم، چرا به همدیگر احترام نمی‌گذاریم؟ در واقع دیگر به زمانی كه بی‌اهمیت بشود،‌نزدیك شده‌ایم.

وقتی پای حرف موسفیدها می‌نشینیم هنوز می‌شنویم كه؛ ما در مقابل پدر و مادرمان، پایمان را دراز نمی‌كردیم. ما در مقابل پدر و مادرمان با صدای بلند حرف نمی‌زدیم. با آنها یك و دو نمی‌كردیم.

به آنها احترام می‌گذاشتیم. جالب است كه نسل فعلی یا لااقل تعداد زیادی از بچه‌های نسل سوم، وقتی چنین حرف‌هایی را می‌شنوند فقط به همدیگر نگاه می‌كنند و در كمال متانت و ادب پوزخند می‌زنند.

بچه‌های جوان و نوجوان، بارها این قصه و حكایت‌های تكراری مثل این را از دهان امثال من و شما شنیده‌اند. دیگر به نظرشان این قصه‌ها  كهنه و قدیمی شده است. آنها جوانند و می‌خواهند چیزهای جدید و نو بشنوند.

دیگر الان همه می‌دانند كه در دوره «گذار» هستیم. داریم از «سنت» به طرف «مدرنیته» حركت می‌كنیم و در واقع زندگی‌هایمان ملغمه‌ای از سنت و مدرنیته است. شاید این زندگی قاطی‌پاطی شده ما،‌مال این باشد كه تكلیفمان با خودمان روشن نیست. نمی‌دانیم كه دلمان می‌خواهد سنتی باشیم یا مدرن بودن را می‌پسندیم؟ جالب است كه هر دو بخش، جذابیت‌هایی دارند.

می‌خواهیم با افكار سنتی، زندگی مدرن و لوكس داشته باشیم و حتی برعكس با افكار مدرن،‌دو دستی به سنت‌هایی چسبیده‌ایم كه برای بعضی‌هایش هیچ توجیهی نداریم و نمی‌دانیم برای چه به آنها چسبیده‌ایم؟ چند مثال، موضوع احترام گذاشتن را روشن می‌‌كند. دلمان می‌خواهد همیشه احترام ببینیم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
فرار از اضطراب | روان شناسی ,
حتی برای موفق‌ترین آدمها هم پیش آمده كه دچار اضطراب شوند و برای یكبار هم كه شده دست‌های لرزان و عرق كرده را تجربه كنند.

این موضوع كاملاً طبیعی است. شاید شما هم اولین باری كه چنین حسی را تجربه كردید وقتی بوده كه روی صحنه آمفی‌تئاتر مدرسه برای سرود خواندن حضور پیدا كرده بودید.

وقتی پرده‌ها بالا می‌رفت، نفستان تنگ می‌شد، قلبتان به شماره می‌افتاد و دست و پایتان می‌لرزید، اما به‌هرحال مجبور بودید كه وظیفه خود را به انجام برسانید.

حتی در دنیای آدم بزرگ‌ها و حتی برای افرادی كه دنیای اعتماد به نفس هستند، باز هم صحبت كردن در یك جمع رسمی مترادف است با عرق سرد و دستان لرزان.

این نوع استرس، سیاستمدار، هنرمند، ورزشكار و موسیقی دان نمی‌شناسد، همه برایش یكی هستند و همه محكوم به تحمل این شرایط هستند، اما زیاد هم نگران نباشید، روش‌هایی برای كاهش این نوع استرس وجود دارد.

كاملاً آماده و مسلح وارد میدان شوید. روز قبل از سخنرانی خودتان را به عنوان یك مستمع فرض كنید و مطالبی كه آماده كرده‌اید را برای خودتان كنفرانس دهید. برای هر یك دقیقه از زمان سخنرانی، پنج دقیقه وقت بگذارید.

متن صحبت‌هایتان را با صدای بلند بخوانید و كاملاً به لحن صدایتان توجه كنید، اما تصور نكنید این روش استرس شما را كاملاً از بین می‌برد. نه. حتی وقتی كه به نظر می‌آید كاملاً برای حضور در جمع آماده هستید، باز هم ممكن است احساس ترس و اضطراب اعصابتان را به بازی بگیرد.

اگر فكر می‌كنید به‌خاطر تمرین بی‌عیب و نقصی كه دیروز داشتید حالا هم باید مثل یك قهرمان قوی و با صلابت باشید، باید بگوییم كه اشتباه می‌كنید. حقیقت این است كه احساس گیجی و عدم تمركزی كه در لحظات اولیه سخنرانی حس می‌كنید بخاطر عدم توانایی شما در كنترل استرس است. حتی ماهرترین سخنرانان هم بعضی مواقع نمی توانند از دست استرس قصر در بروند. 

همیشه چند دقیقه قبل از سخنرانی وحشتناك‌ترین حال را دارید، حجم بالای اضطراب، تپش‌های آزاردهنده قلب و ترس از بروز اتفاقات كوچك و بزرگ. در چنین مواقعی حتماً نگران یك سری مسائل مشابه هستید.

می‌ترسید نكند از شدت اضطراب مغزتان هنگ كند و از كار بیفتد، می‌ترسید نكند دیگران متوجه لرزش دستان‌تان شوند، می‌ترسید نكند دست پاچه شده و كار خجالت‌آوری انجام دهید یا حرف احمقانه‌ای بزنید كه خودتان متوجه نشوید، یا اینكه می‌ترسید نكند وسط كار، دیگر قدرت ادامه سخنرانی را نداشته باشید.

در اینجا چند روش برای مقابله با اضطراب‌های اینچنینی به شما معرفی می‌كنیم:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
نترسید... بیایید بخندیم | روان شناسی ,
وقتی از افراد افسرده می‌پرسیم آخرین باری كه از ته دل خندیده‌اند چه زمانی بوده است یا وقتی از نزدیكان و خویشان آنان پرسیده شود چه زمانی این افراد را در حال خنده و سرگرمی دیده‌اند،پاسخ آنان به این پرسش چنین خواهد بود: ماه‌ها پیش.

 چه چیزی باعث می‌شود كه خنده در زندگی مهم باشد؟ برخی از افراد، خنده و شوخ‌طبعی را جزء مهارت‌های مهم زندگی نمی‌دانند و معتقدند كه خنده ما را از امور مهم و جدی زندگی دور نگه می‌دارد. در حالی كه شوخ‌طبعی یكی از بهترین نشانه‌های هنر زندگی كردن است به گونه‌ای كه وقتی از فرد افسرده‌ای پرسیده شود،  آیا با خنده و شوخی میانه‌ای دارد یا نه، پاسخ او تقریباً مثبت است.

هنگامی كه فرد افسرده‌ای با لحن غمگینش مدعی شوخ‌طبعی و خنده  می‌شود، باید از او بخواهیم كه لطیفه‌ای برایمان تعریف كند.

شایدچنین خواسته‌ای از بیمار، خواسته بجایی نباشد؛ چرا كه نمی‌شود از همه افراد توقع خنده و شوخی داشت، واگر هم اهل مزاح باشند ممكن است چیزی برای تعریف كردن به‌خاطر نداشته باشند. اكثر مخاطبین من، به این خواسته جوابی نداده و ساكت می‌مانند، به‌ناچار خود من برایشان لطیفه تعریف می‌كنم!

«دو شكارچی اهل «نیوجرسی» در جنگل حركت می‌كردند. ناگهان یكی از آنها روی زمین می‌افتد و به‌نظر می‌رسد كه دیگر نفس نمی‌كشد. شكارچی دیگر، تلفن همراه خود را برداشته و شماره اورژانس را می‌گیرد.

 «الو، اورژانس، دوست من مرده!» اپراتور به او می‌گوید: «به اعصاب خود مسلط باشید، ما برای كمك به شما آماده هستیم. قبل از هر چیز باید كاملاً مطمئن شوید كه دوستتان مرده است.» بعد از چند ثانیه سكوت، اپراتور صدای شلیك گلوله‌ای را می‌شنود. مرد شكارچی دوباره گوشی تلفن را برداشته و می‌گوید: «كاملاً مرده. حالا باید چه كار كنم؟»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
برای تبدیل شدن یک انسان معمولی به یک انسان متعالی | روان شناسی ,
به نظر شما انسان سالم چه ویژگی‌هایی دارد؟ فردی که افسردگی، وسواس فکری، توهم و اختلال روانی ندارد و بیمار نیست، سالم است؟

گاهی ممکن است فرد بیماری خاصی نداشته باشد و زندگی او كاملا معمولی باشد اما از زندگی‌اش راضی نباشد، قدرت نفوذ نداشته باشد و خلاصه اینکه انسان کاملی نباشد. روان‌شناسان برای تبدیل شدن یک انسان معمولی به یک انسان متعالی چه ویژگی‌هایی را لازم می‌دانند؟ برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها پای صحبت‌های یک روان‌شناس نشسته‌ایم. صحبت‌های دکتر جمشید افشنگ - روان‌شناس، استاد دانشگاه و عضو هیات علمی دانشکده روان‌شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران - را در این باره بخوانید.

چند سؤال اساسی

شما شرایط، همسر و فرزندانتان را آن‌چنان که هستند می‌بینید یا آن‌چنان که دوست دارید؟ امکانات و عدم امکانات را می‌شناسید؟ خودتان را به‌عنوان یک واقعیت آن‌طور که هستید می‌بینید؟ توانایی‌هایتان را دست کم می‌گیرید؟ کلماتی مانند نمی‌توانم، نمی‌شود و از من برنمی‌آید را به زبان می‌آورید؟ یا دچار خودشیفتگی هستید و توانایی‌هایی که ندارید را برای خودتان درنظر می‌گیرید؟ اگر می‌خواهید انسان سالمی باشید، واقعیت‌ها را همان‌طور که هستند بشناسید.

شرایط، دیگران و خودتان را به‌عنوان یک واقعیت بشناسید. دنیای درون خودتان و دیگران را به رسمیت بشناسید و شرایطی فراهم کنید تا دیگران هم دنیای درون شما را درک کنند. بیشتر مشکلاتی كه به‌وجود می‌آیند، به خاطر پیش‌داوری‌ها، قضاوت‌ها و کلیشه‌های فکری اشتباه است. چشم شما اشتباه نمی‌بیند، گوش شما اشتباه نمی‌شنود اما داوری‌ها اشتباه است و کلیشه‌های فکری موجب می‌شود درک درستی از واقعیت نداشته باشید. لازم نیست درباره آنچه که می‌بینید و می‌شنوید قضاوت کنید، کافی است فقط بیننده و شنونده خوبی باشید. خوب ببینید و خوب بشنوید بدون اینکه کلیشه‌های فکری گذشته‌تان را دخالت دهید.

  • پذیرش

چرا جواب من را آن‌طوری داد؟ چرا دروغ گفت؟ چرا با من این‌طوری رفتار کرد؟ دکتر افشنگ در این باره می‌گوید: خدا این هیاهو را دوست دارد، این تفاوت‌ها را دوست دارد وگرنه همه را کامل و شبیه هم می‌آفرید. نخواه دنیا را عوض کنی، این دست تو نیست، مسئولیت رفتار و برخوردهای دیگران با تو نیست. پس تو چرا حرص می‌خوری؟ از محیط، شرایط و اطرافیان انتظار نداشته باش آن‌طوری باشند که تو دوست داری. پدر، مادر، خواهر، برادر، خاله، عمه، عمو، همسر و فرزندت را همان‌طور که هستند بپذیر. خودت را هم همان‌طور که هستی بپذیر. توانایی‌ها و نقاط قوت و ضعف و ناتوانی‌هایت را بشناس.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
سرمشق‌های طبیعت | روان شناسی ,
سخن حكیمانه‌ای گفته‌اند پدران ما اینكه «در میان فصل‌های سال تنها یك فصل، فصل بهار است و در میان ماه‌های سال تنها یك ماه، فروردین و در میان روزهای سال هیچ روزی به پای روزهای نوروز نمی‌رسد.»

به راستی چه چیز بهار را گل فصل‌های سال كرده است و فروردین را گل ماه‌های سال و روزهای نوروز را گل سرسبد همه این گل‌ها، اقتضای حكمت آن است كه مضمونش تنها در این یا آن ظرف نگنجد و افق معنایش چنان بلند باشد كه تفاسیر متفاوتی را بر تابد.

آنچه نیاكان ما گفته‌اند را می‌توان از منظرهای گوناگونی تفسیر كرد كه هر یك به جای خود درست است و راهگشا. اما به نظر می‌آید یكی از پندهای نهفته در این سخن حكیمانه آن باشد كه طبیعت آدمی را نسبتی است آشنا با طبیعت بیرونی. در واقع باید گفت گذشتگان ما به خوبی دریافته بودند كه ما خود فرزندان طبیعت‌ایم و آموزه‌های طبیعت به درستی می‌تواند سرمشق زندگی‌مان باشد. از این‌رو، آمد و شد ایام را ساده ندیدند و تكرارهایش را ملال‌آور نیافتند. به واكاوی آن همت گماردند و دفتر زندگی‌شان را با سرمشق‌های طبیعت پر كردند و به پایان بردند.
آنها دیدند برگ ریزان خزان را كه نمادی بود از عبور رهگذر زمان از روی برگ‌های خشك و زرد سال‌های سپری شده زندگی‌شان. آنها دیدند سرمای زمستان را كه چگونه روح از كالبد حیات بیرون كرد، خشكی و فرسودگی را به جای طراوت و تازگی آورد، خواب و خمودی و پراكندگی را جایگزین بیداری و با هم بودگی كرد و حتی حركت و روانی رودها را در لابه‌لای فسردگی یخ‌های منجمد متوقف ساخت.
پدران ما  اما روزهای آغازین بهار را، روزهایی یافتند به غایت متفاوت. از این‌رو، خود نیز آهنگ هم سویی با طبیعت سردادند و كوشیدند طبیعت درون‌شان را با طبیعت بیرون همراه كنند و همگام با تحول طبیعت درون، خود را نیز متحول سازند. شاید بتوان گفت سه شاخصه مهم بهار عبارت است از: سبزی، آشكارگی حیات و گردهم آمدن دارندگان حیات. پدران ما این سه ویژگی متمایز كننده را به تیزبینی دیدند و همسو با طبیعت، روزهای نخستین بهار را ، ایام دگرگونی درونی و طبیعت‌گردانی خود قرار دادند.
آنها اما به نیكی دریافته بودند كه این مهم جز به مدد الهی تحقق پذیر نیست. از این رو، تحویل سالشان را با دعای «یا مقلب القلوب...» همراه كردند و قبل از هر چیز دست نیاز به سوی آفریدگارشان بالا بردند. پس از آن، ضمن غبارروبی خانه و آشیانه‌شان، به خانه تكانی درون هم همت گماردند و غبار كینه‌ها و ناراستی را از دل زدودند تا سبزی وجودشان كه در زیر غبارها پنهان مانده بود، آشكار گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
قدر لحظه‌ها را در سال پیش رو بدانیم | روان شناسی ,
زمان، حقیقت زندگی و واقعیت اجتماعی است. پدیده‌ای است كه جوهره تاریخ و چارچوب اعمال و فعالیت‌های انسان‌ها را تشكیل می‌دهد.

 از قبل چگونگی برخورد با زمان است كه فرصت‌ها خلق می‌شوند. این فرصت‌ها است كه سبب پیشرفت و در صورت عدم استفاده به هنگام از آنها موجب پسرفت آدمی می‌گردند. به قول دكتر ماردن: «اگر در پیشرفت راز عجیبی هست باید گفت آن راز در فرصت‌های روزانه و استفاده از آنها نهفته است».

بدین ترتیب، روزگار طبق گل‌های فرصت را  در دسترس ما قرار می‌دهد تا از آن استفاده كنیم و آنگاه در صورت بهره‌مندی یا عدم استفاده از آنها، آهسته و بی‌صدا، این فرصت‌ها را از ما پس می‌گیرد و آن را در چاه بی‌پایان زمان می‌افكند. از این‌رو،«كارهایی كه شما در دنیا انجام می‌دهید اهمیتی ندارد، آنچه مهم است، این است كه تا چه اندازه می‌توانید مردم را متقاعد كنید، كارهایی را كه انجام داده‌اید، گرانبهاست». در عین حال، كسی كه تصور می‌كند تقدیر، آینده‌اش را تعیین كرده در حقیقت به ضعف اراده خود در تلاش برای كسب موفقیت اعتراف نموده‌است.

زمان به عنوان یك واقعیت زندگی و اجتماعی، ابزار دست انسان‌ها در خلق فرصت‌های موثر ومناسب است. با وجود این، نوع و اهمیت زمان بسته به نحوه نگرش و ارزشی است كه برای آن قائل می‌شویم. آنچه كه بدیهی است در كلیه فرهنگ‌ها و ادبیات ملل بر اهمیت و قداست زمان و لزوم بهره‌مندی مفید از آن تاكید شده است. بدین ترتیب، در فرهنگ فارس «وقت، طلاست»، در ادبیات عرب، «وقت چون شمشیر است كه اگر قطعش نكردی قطعه قطعه‌ات می‌كند» و در فرهنگ اروپایی نیز به قول یكی از دانشمندان چنین است كه: «ما زارعی هستیم كه هر روز كه می‌گذرد بیشتر از روز گذشته كشتزارهای مرگ خود را شخم زده‌ایم»!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
لذت از خوشحالی دیگران | روان شناسی ,
با آغاز سال نو، زمان هدیه دادن و گرفتن نیز از راه می‌رسد. رؤیاهای كودكان، ویترین مغازه‌ها و آگهی‌های تبلیغاتی مملو از این هدایا می‌شوند.

اگر هدیه دادن برایمان مهم و جدی باشد، خود را با انتخاب هدیه‌ای برای یك دوست و جست‌وجوی چیزی كه حقیقتاً او را خوشحال كند، مشغول خواهیم كرد.

 قبل از رویارویی با جو تب‌آلود و داغ مغازه‌ها در ایام عید، بهتر است در مورد اشیاء گران و یا ارزانی كه قرار است به‌عنوان هدیه به نزدیكان و دوستانمان دهیم، فكر كنیم.قبل از هجوم آوردن به داخل مغازه‌ها هیچ مانعی برای فكر كردن و تصمیم‌گیری وجود ندارد.

برای یك شروع خوب می‌توانیم از خود بپرسیم كدام یك از هدایایی كه دریافت كرده‌ایم بیشتر از همه موردپسندمان بوده است. این پاسخ می‌تواند راهنمایی‌های باارزشی در مورد خرید كردن، دراختیارمان قرار دهد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در دوشنبه 2 اردیبهشت 1387 و ساعت 04:04 ق.ظ
موعظه های حضرت لقمان به فرزندش | عمومی ,
موعظه های حضرت لقمان به فرزندش ما به لقمان حكمت دادیم؛ (و به او گفتیم شكر خدا را بجاى آور هر كس شكرگزارى كند، تنها به سود خویش شكر كرده؛ و آن كس كه كفران كند، (زیانى به خدا نمى‏رساند)؛ چرا كه خداوند بى‏نیاز و ستوده است. [31-12] ﴿12﴾ (به خاطر بیاور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش -در حالى كه او را موعظه مى‏كرد- گفت: «پسرم! چیزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.» [31-13] ﴿13﴾ و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كردیم؛ مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد (به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه‏اى را متحمّل مى‏شد)، و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مى‏یابد؛ (آرى به او توصیه كردم) كه براى من و براى پدر و مادرت شكر بجا آور كه بازگشت (همه شما)به سوى من است! [31-14] ﴿14﴾ و هرگاه آن دو، تلاش كنند كه تو چیزى را همتاى من قرار دهى، كه از آن آگاهى ندارى (بلكه مى‏دانى باطل است)، از ایشان اطاعت مكن، ولى با آن دو، در دنیا به طرز شایسته‏اى رفتار كن؛ و از راه كسانى پیروى كن كه توبه‏كنان به سوى من آمده‏اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوى من است و من شما را از آنچه عمل مى‏كردید آگاه مى‏كنم. [31-15] ﴿15﴾ پسرم! اگر به اندازه سنگینى دانه خردلى (كار نیك یا بد) باشد، و در دل سنگى یا در (گوشه‏اى از) آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را (در قیامت براى حساب) مى‏آورد؛ خداوند دقیق و آگاه است! [31-16] ﴿16﴾ پسرم! نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهى از منكر كن، و در برابر مصایبى كه به تو مى‏رسد شكیبا باش كه این از كارهاى مهمّ است! [31-17] ﴿17﴾ (پسرم!) با بى‏اعتنایى از مردم روى مگردان، و مغرورانه بر زمین راه مرو كه خداوند هیچ متكبّر مغرورى را دوست ندارد. [31-18] ﴿18﴾ (پسرم!) در راه‏رفتن، اعتدال را رعایت كن؛ از صداى خود بكاه (و هرگز فریاد مزن) كه زشت‏ترین صداها صداى خران است. [31-19] ﴿19﴾ آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است مسخّر شما كرده، و نعمتهاى آشكار و پنهان خود را به طور فراوان بر شما ارزانى داشته است؟! ولى بعضى از مردم بدون هیچ دانش و هدایت و كتاب روشنگرى درباره خدا مجادله مى‏كنند! [31-20] ﴿20﴾
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در سه شنبه 28 اسفند 1386 و ساعت 08:03 ق.ظ
با لحظه‌ها زندگی كنیم | روان شناسی ,
تصور كنید اگر ما بتوانیم با لحظه لحظه عمرمان واقعا زندگی كنیم، آنها را حس كنیم و جدی بگیریم و هر پیشامدی را فرصتی برای ایجاد تغییر و دگرگونی مثبت در زندگی بدانیم و بپذیریم در برابرهر مشكلی تنها یك راه بیشتر نداریم و آن هم ایستادگی و تلاش برای پیدا‌كردن راه‌‌ حل مناسب است؛ چه شور و حالی برای ادامه زندگی نصیب خود می‌كنیم ... این روش، همان متوقف كردن كامل افكار منفی و در نهایت، مثبت‌اندیشی است. اما نفی افكار منفی به این معنا نیست كه با تمركز بر این موضوع و آن چه نمی‌خواهیم – كه همان افكار منفی محسوب می‌شوند – در واقع به جذب این نوع افكار بپردازیم. چون مهم این است كه بر چه مسایلی تمركز می‌كنیم اگر‌چه مرحله نفی و توقف باشد. زیرا موضوع این نیست كه می‌خواهیم سعی كنیم افكار منفی را متوقف یا كنترل كنیم و یا اساسا به زور آنها را از خود دور كنیم.‌ به هر حال نتیجه یكسان است چون تمركز ذهن بر افكار منفی است و بنابر قانون جذب، به این طریق شما در واقع از افكار منفی برای حضور در ذهن‌تان بیشتر دعوت می‌كنید. این واقعیت خیلی ساده و آسان عمل می‌كند. به عبارت دیگر، توقف افكار منفی درست به معنای پرورش و بكار‌گیری افكار مثبت است؛ آن هم به شكل عمیق و قوی.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه 26 اسفند 1386 و ساعت 08:03 ق.ظ
منشا احساس‌های بد چیست؟ | روان شناسی ,
بسیاری فكر‌می‌كنند علیرغم هر نوع رفتاری‌كه دارند، نتایج رفتارها هم باید به دلخواه آنها باشد. و خلاصه مثل همیشه، قاعده بازی فراموش می‌شود. واقعیت این است كه احساس‌ "خوب نبودن" بی‌دلیل سراغ ما نمی‌آید و خاستگاه آن و احتمالا تداوم‌اش قابل شناسایی است. روند درمان‌های رفتاری - شناختی نشان می‌دهد افرادی كه دچار اختلالات روانی مثل افسردگی یا مشكلات شخصیتی هستند به نوعی خودبینی و تصور نادرست از خود گرایش دارند. این تصورات ممكن است برآمده از تجربیات گذشته باشد كه با موقعیت واقعی فرد نیز مطابقت ندارد. [تاثیر سلامت عاطفی بر احساس، افكار و رفتار ما] اما در مجموع می‌توان گفت منشا این تصورات نادرست كه احساس "خوب نبودن" را در انسان برمی‌انگیزد؛ شامل این موارد است: - افكار دو بخشی و قطبی‌شده (صرفا مثبت یا منفی‌دیدن مسایل) - عمومیت دادن در سطح وسیع به موردهایی كه تعمیم آنها بسیار نادرست است - بی‌اطلاعی و عدم آگاهی از كیفیت‌های واقعی و ظاهری مسایل - تكریم و تجلیل بسیار و بزرگ سازی موارد و همچنین جنبه شخصی‌دادن به آنها. این مقوله بسیار مهم است كه فرد به خود اجازه دهد موارد كوچكی را كه چه بسیار اتفاقی پیش‌آمده، به عنوان یك ویژگی شخصی دیگران و یا خود به حساب آورد. این دقیقا همان خودبینی است كه به اختلالات روانی فرد دامن می‌زند.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در یکشنبه 26 اسفند 1386 و ساعت 08:03 ق.ظ
می‌خواهید بیشتر زنده بمانید، به دانشگاه بروید | اخبار علمی ,
اگر در فکر این هستید که به دانشگاه بروید، یک دلیل قانع‌کننده دیگر هم برای این کار وجود دارد: یک بررسی در دانشگاه هاروارد نشان داده است که افرادی که درجه تحصیلی بالاتری دارند، عمر طولانی‌تری خواهند داشت. به گزارش خبرگزاری فرانسه بر اساس این تحقیق که در فاصله‌ 1980 تا 2000 در آمریکا انجام شده است، افزایش امید به زندگی (life expectancy) یا متوسط طول عمر تقریبا به طور انحصاری در میان افراد دارای تحصیلات عالی رخ داده است. الن میرا سرپرست این تحقیق در این باره گفت: "یک فرد 25 ساله دارای دیپلم دبیرستان در سال 1990 می‌توانست انتظار داشته باشد که 50 سال دیگر زنده بماند یعنی تا حدود 75 سالگی." میرا که استادیار سیاست‌های مراقبت بهداشتی در دانشکده پزشکی هاروارد است، افزود: "فرد مشابه 25 ساله دیپلمه در سال 2000 همین میزان طول عمر متوسط را انتظار داشته باشد. برای فردی که درجه تحصیلی بالای دیپلم داشت در سال 1990 طول عمر مورد انتظار 80 سال بود، اما این میزان در سال 2000 به 81.6 سال افزایش یافت. که امتیازی بسیار عمده به حساب می‌آمد."
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در شنبه 25 اسفند 1386 و ساعت 07:03 ق.ظ
گوگل سرویس پرونده پزشكی ارائه می‌کند | اخبار علمی ,
گوگل طرحی را برای کمک به بیماران برای داشتن کنترل بر پرونده پزشكی و سوابق بهداشتی‌شان را اعلام کرده است این شركت در حال کار با گروه‌های پزشکان، داروخانه‌ها و آزمایشگاه‌ها است تا به آنها در تبادل ایمن اطلاعات حساس بهداشتی یاری کند. به گزارش خبرگزاری رویترز ورود گوگل به این حوزه بسیار حساس که از مدت‌ها پیش بر سر زبان‌ها بود، پنج‌شنبه 28 فوریه (9 اسفند) با معرفی گوگل سلامت (Google Health) بوسیله اریک اشمیت، مدیر اجرایی ارشد گوگل در یک کنفرانس مراقبت‌های بهداشتی در فلوریدا رسما اعلام شد. گوگل گفته است در این زمینه توافق‌هایی با بیمارستان‌ها داروخانه‌ها و شرکت‌های مختلف فعال در حوزه بهداشت به امضاء رسانده است.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در شنبه 25 اسفند 1386 و ساعت 07:03 ق.ظ
چرا می‌میریم؟ | اخبار علمی ,
ما به طور طبیعی می‌‌میریم، زیرا سلول‌های ما می‌میرند. هر روز میلیاردها سلول در بدن شما پس از آنکه وظیفه‌شان را انجام دادند، می‌میرند و جای خود را به سلول‌های جدید می‌‌دهند. سلول‌های پیر ما را پیر می‌کنند. درون هر سلول، در انتهای کروموزوم‌های درون هسته - که بیشتر DNA سلول درون آنها سازماندهی شده است - بخش‌های به نام تلومر وجود دارد که حاوی اطلاعات ژنتیکی است و با هر بار تقسیم سلولی کوتاه‌تر می‌شود. در ابتدا تلومرها به اندازه کافی بلند هستند که اینجا و آنجا در پیام‌های ژنتیکی حک‌ و اصلاح‌‌هایی انجام دهند. اما پس از آنکه از حد معینی کوتاه‌تر شدند، اطلاعات‌شان از دست می‌رود. و در این هنگام است که مرگ سلول آغاز می‌شود.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبی در شنبه 25 اسفند 1386 و ساعت 07:03 ق.ظ
این طرح ضربتی | عمومی ,

سلام بخیر

از آنجایی كه حقیر مسول طرح های ضربتی ارتقا محتوایی بلاگ وزین هستم امده ام تا سر نهم ببخسید امده ام تا طرح ضربتی ارتقا محتوایی بلاگ كه مسولش هستم را اجرا كنم تا محتوای بلاگ به صورت ضربتی بره بالا البته این طرحی هست كه من مسولش هستم و سعی دارم با این طرح های ضربتی كه در واقع سعی دارن محتوا بلاگ رو به صورت ضربتی بالا ببرن در پیشبرد اهداف بلاگ كه البته من مسول اجرای یكی از این اهداف كه هستم كه در رابطه با افزایش محتوایی بلاگ از شما دوستان در جهت كمك به این طرح ضربتی كه در جهت افزایش محتوایی بلاگ هست دعوت بعمل می یارم تا در این طرح ضربتی كه من مسولش هستم همكاری كنید تا به صورت ضربتی محتوا بلاگ بالا بره . با تشكر از حسن توجه شما به عرایض بنده بعنوان مسوول طرح ضربتی افزایش بلاگ كه من ...


نوشته شده توسط مجتبی در پنجشنبه 23 اسفند 1386 و ساعت 09:03 ق.ظ
صفحات پیشین

صفحات: 5
 
بالا